به نظرم حداقل سه جور می شه علم رو آموزش داد. مخصوصا در علوم مهندسی و ریاضی:

یکی همون روش کلاسیک همیشگی است که ابتدا از مفاهیم و تعاریف شروع کنیم، بعد روابط رو بگیم و بعد مثال و تمرین و ... . در این روش در بهترین حالت علم تدوین شده موجود را می آموزیم. روش آموزش جاری در آموزش و پرورش فعلی و حتی آموزش عالی چنین است.

روش دوم که کمی خلاقانه تر است این است که از مثال و مصداق شروع کنیم و از مسئله به تعریف برسیم. در این روش علت یادگیری علم هم مورد توجه قرار می گیرد و از روش اول بهتر است اما هنوز کم است.

اما در روش سوم تاریخ آن علم و این که آن علم از کجا شروع کرده و به کجا رسیده مد نظر قرار می گیرد. به نظر من اگر می خواهیم علمی که آموزش می دهیم دنباله دار شود و به تولید علم هم بینجامد مهمترین چیز تاریخ آن علم است. این که مردمان گذشته چه برشان گذشته که به این رسیدند که باید به این علم بپردازند و چطور پرداختند و مفاهیم و روابط چطور ابداع یا کشف شدند تا علم به اینجایی که ما می شناسیم رسید، شرط لازم برای ادامه دادن آگاهانه آن رشته علمی است. برای ساختن راه پیش رو باید مسیر گذشته را به خوبی دید.

این مجملِ آن مفصلی است که حالا حالاها باید به آن پرداخت.

تولید علم